سید رامین درستی
اطلاعات تماس
سایر اطلاعات
-
❖ گنجِ سخن ❖ سرودهٔ سید رامین درستی ۲۸ اوت ۲۰۲۶ سرودی چند بیت و صاحبِ دیوان شدی با دو خطی شعر گفتن، حافظِ دوران شدی چند بیتی را سرودی | به خویش بستی زِ نو بازو که گویی در سخن داری | تو گنجِ شاه و کیخسرو هنوزت تا سرِ منزل، بسی دشوارها باشد مگو کاین راه را رفتی، که آغازِ سفر باشد زِ خود گفتن هنر نیست، اگر مردِ سخن باشی به کردار ار نشان دادی، سزاوارِ لقب باشی گمان کردی همه خلق، به گردِ نامِ تو گردند ندانستی که مردان، زِ کردارِ خود ارزند زِ خود راضی شدی، عیبِ نهان را کس ندیدی زِ پندِ اهلِ دانایی، تو روی از حق کشیدی زِ نقشِ واژه دل بردی، ولی معنا رها کردی به ظاهر دل خوشی کردی، زِ باطن رو جدا کردی زِ مدحِ خویش دل بستی، زِ پندِ دوست برگشتی زِ حرفِ راست ترسیدی، به راهِ خویش سرگشتی بیا تا یادت آموزم، رهِ رسمِ سخن گفتن که گنجِ اهلِ معنی را، به دانش میتوان جُستن هر آن کس اهلِ دانش شد، زِ خود کمتر سخن گوید که مردِ صاحبِ بینش، زِ فضلِ خویش کم گوید سخن چون از دل آید، بر دلِ عالم اثر دارد کلامِ پوچ و بیمعنی، نه قدر و نه هنر دارد چو رامین در سخن کوشد، به معنی میزند پیوند بمانَد نامِ نیکِ او، چو گوهر در دلِ هر بند