افشین باورساد
اطلاعات تماس
سایر اطلاعات
-
شاعر: افشین باورساد
معلول پا و نخاعی
صدای باران
🕊️آوای سکوت🕊️
Afshinbvd12
avaaye-sokoot8
🕊️آوای سکوت🕊️
🤲«نجوای لر معلول با خدا»🤲✍️شعر:افشین-باورساد🌧️(صدای باران)🌧️🥁🎻🎹🪘🎸🎤سپیده+باران+بهار 🎬📽️نیکو📽️🎸افشین+الهام🎤امشو منه رخت خوابومخوابوم نیبرهای دا دایهنونوم چمهخسته ام و لک هر شو نی برومنونوم چمهمنه همی گورنا دوال زندگیپنجاه وشایدصد ولادست ای کشومدرز تی گومای دا دایهخوابوم نی برهنونوم چمه....شوه ای خوش و خش مو نی واسهای رسهسی دم صبحولنگ ظهرزومئه افتو آفتابومنی برومای دا دایهنونوم چمه....آخرش منه زندگیمسر دست تو دایه امخو ای برومتو نگومرگمه ای خومز خدا واو خدابو نی برومبو نی برومای دا دایه....خسته ام وخسته ام وخسته....چه وا کنوم؟ز ای درد پا و کمردی خو بروماما چه کنوم ؟خو نی برومخو نی برومخو نی بروم#آوای_سکوت #آواز_سکوت #نجوای_سکوت #شعر_سکوت #صدای_سکوت #ترانه_سکوت #آوای_لر #آوای_بختیاری #سکوت_لری #سکوت_بختیاری #آوای_افشین #سکوت_افشین #آوای_شاعر #سکوت_شاعر #آوای_درد #سکوت_درد #آوای_زندگی #سکوت_زندگی #آوای_خدا #سکوت_با_خدا #آوای_معلولیت #سکوت_معلولیت #آوای_باورساد #سکوت_باورساد #آوای_شعر #سکوت_شعر #آوای_ترانه #سکوت_ترانه #آوای_لری #سکوت_لری #آوای_شب #سکوت_شب🕊️ آوای سکوت 🕊️«پشتم به هیچکی گرم نی»«صدای باران»✍️شعر و ترانه: افشین باورساد🎸🥁🎹🎤سپیده،بهار،باران،نیکو،پژمانهای تینا ترینومتنهاترینومری زمین خوم، ماه شوگار خومومهای تینا ترینومری زمین خوم، ماه شوگار خومومپشتم به هیچکی گرم نیوای ای وای، ای وای، ای وای هیپشتم به هیچکی گرم نیخوم یار و غمخوار خومومخوموم... خوموم... خومومهای دل، ای دل، ای دل، های وایپشتم به هیچکی گرم نیخوم یار و غمخوار خومومشب که میاد، سایهم رفیقُم نیماه آسمون، حتی شریکُم نیهرچی صدا کردم، کسی نشنیداین دل شکسته، دیگه شکیبُم نیهای تینا ترینومتنهاترینومری خاک خوم، دنبال ردپای خومومهای تینا ترینومدل خستهمو، همصحبتِ آه خومومپشتم به هیچکی گرم نیوای ای وای، ای وای، ای وای هیهرکی رسید از کنارم رد شدهیچکی نفهمید چی کشیدم، چی شدقرارت یو نِبیدلوم قرارش یو نِبیتا خدا خودش دستمو نگیرهاین دل خسته، خوابش یو نِبیهای تینا ترینومهای ای وای، ای وای، ای وای...پشتم به هیچکی گرم نیوای ای وای، ای وای، ای وای هیپشتم به هیچکی گرم نیخوم یار و غمخوار خومومهای دل، ای دل، ای دل، های وایخوم یار و غمخوار خومومغیر خدایی که منه خواب سنگینوماو میز دِین دام...های تینا ترینومتنهاترینومری زمین خوم، ماه شوگار خومومهای تینا ترینوم...تنهاترینوم...ولی خدا هست...خدا هست...خدا هست...#آوای_سکوت #افشین_باورساد #پشتم_به_هیچکی_گرم_نی #بختیاری #موسیقی_بختیاری #سوزناک
🕊️آوای سکوت🕊️✍️شعر: افشین -باورسادمجموعه :(صدای باران)تقدیم به خانواده و همه حفار مردانایران زمین و«پیج حفار مرد»«چهارده روزِ خانه»خدا به دلوم خین کرده، زمستونبه شو، ایزنوم دردبه روز، ایکنوم جونخدا، ای دل مو تنگِ بهارهکاشکی ببینوممال ونده دوبارهایزنن دورگل و کورگلبه رسمِ بختیاریتوشمال و شادیدستمال ایزننچو باز وسطِ میدونکه یارِ ما اومدهاز دلِ دریا و دکلاز گرمایِ بیابوناز سرمایِ شبهایِ کاراومده پیشِ زن و بچهاومده پیشِ خونهاومده پیشِ دلِ بیقرار...چهارده روز،چه زود میگذره، خدا...چهارده روزخنده و بویِ نونِ خونهچهارده روزسر روی زانویِ یاربازیِ بچههاچایِ عصرونهحرفِ رفیقو آرامشِ یک سقف...اما ای روزِ چهاردهمکه غروب میشهساکها دوباره بسته میشنو دلهایکییکیمیرن سمتِ جاده...زنلبخند میزنهولی پشتِ اون لبخندهزار تا گریه پنهونه...بچهدستِ بابا رو ول نمیکنهانگار میدونهاین دستچهارده شبِ دیگهدوباره تویِ دستش نیست...و پدرچشمهاشو از بچه میدزدهکه اشکِ مردنبایددلِ خونه رو بلرزونه...میره...یک تنهبه جنگِ نفت و گازبه جنگِ گرمایِ بیابونبه جنگِ سرمایِ شببه جنگِ موج و بادِ دریابه جنگِ دستگاهو آتیشِ مشعل...میرهکه چراغِ خونه روشن بمونهکه سفرهای پهن باشهکه بچهایبا خیالِ آسودهفرداشو بسازه...ما مردایِ حفاریخودمون میدونیمچه قصهای پشتِ این لباسِ کاره...پشتِ هر کلاه ایمنییک پدر ایستادهیک همسریک رفیقیک دلِ وابستهکه نصفشپیشِ خانوادهستو نصفِ دیگهشوسطِ دکل...و چه کسی میفهمهوقتی شبباد، چادرِ دکل رو میلرزونهدلِ مادریدر خانه میلرزه...وقتی موجبه سینهی سکو میکوبهدلی در خانهتا صبحچشم به راه میمونه...وقتی ماشب و روزبرای آبادانیِ این خاککار میکنیمزنهای مایک تنهچرخِ زندگی رو میچرخونن...مادرنپدرنهمسرنپناهِ بچهها...تبِ بچه روتنها پایین میارنغمِ بچه روتنها میشنونشبِ بارونیتنها بیدارنو وقتی دلشون میگیرهفقط به یک عکسرویِ دیوار نگاه میکنن...ما میریمکه ایران آباد بمونهکه خانهها گرم بمونهکه چراغها روشن بمونهکه ناناز سفرهای کم نشه...اما کاشاین خاکیک روز بفهمهپشتِ هر بشکه نفتپشتِ هر قطره گازپشتِ هر چراغِ روشندلِ یک خانوادهچقدر انتظار کشیده...خدا به دلوم خین کرده، زمستونبه شو، ایزنوم دردبه روز، ایکنوم جون...خدا، ای دل مو تنگِ بهارهکاشکی ببینوممال ونده دوباره...ایزنن دورگل و کورگلبه رسمِ بختیاریتوشمال و شادیدستمال ایزننچو باز وسطِ میدون...اما فردایِ رفتنهمون دستمالکه روزِ آمدناز شادی بالا رفتاین بارآروم میاد پایین...و مردِ حفاریدوبارهساک به دستراهی میشه...پشت سرشزن ایستادهبچه ایستادهخانه ایستاده...و روبهروشدکل استدریاستبیابان استنفت استگاز است...و خدا...خدایی کهتنها شاهدِ این جداییهاست...خدایانگهدارِ مردانی باشکه برای آرامشِ خانههاآرامشِ خودشان راجا میگذارند...و نگهدارِ زنانی باشکه بیهیاهوچهارده روزِ نبودنِ مردِ خانه رایک تنهزندگی میکنند...تا دوبارهصدایِ توشمال بیاددستمالها بالا برهو بچهای فریاد بزنه:بابا اومد...و خونهدوبارهخونه بشه.#افشین- باورساد#آوای-سکوت#صدای باران🕊️آوای سکوت🕊️
🌧️صدای باران🌧️
✍️شعر: افشین -باورساد
🎹🥁🪘🎻🎸🪈🪕
سپیده+ باران+ بهار 🎬
نیکو جان📽️
🎧افشین+الهام🎤
«دردت من جونوم»
همه جونوم
مو لیلی، تو مجنونوم
دلوم بیقرارِت
چشموم در انتظارِت
تو همه دنیامی
همیشه باهامی
سایهبهسایه همراهمی
چشمای کالت
آتیش نهاد گوشهی دلوم
بیقرارم کردی
زِم سو که بردی دلوم
مو جورِ یه ابرِ بهاروم
پر از بارونِ انتظاروم
هر جا که باشی
همونجا قراروم
دردت من جونوم
همه جونوم
مو لیلی، تو مجنونوم
تو جانِ منی
تو جهانِ منی
بیتو یه برگِ خزونوم
ما با خدا رقصیدهایم
با دردِ دنیا جنگیدهایم
آه، تو شد فغانِ من
اشک تو شد بارانِ من
افلاک را چرخیدهایم
از عشق، دل بخشیدهایم
هر جا که دنیا سد شد
با هم از آن گذشتهایم
تو نیمهی جانِ منی
آرامِ جانِ منی
اگر زمین هم بلرزد
تو آسمانِ منی
آخی هی... دادوم
هی بیدادوم، هی
شب و روزوم نالهیه
ای یاروم، هی
مرزِ خوشی مِه
کجایِ این دنیایه؟
این همه جون کندوم
آخر نصیبوم چیایه؟
زِ بیکسی خسته شدم
زِ غصه دلشکسته شدم
ما چونو بختوم بده
طالعوم انگار سیاهه
هر چه که خوبی اِکونوم
میگن گناهِه
هر چه که دلوم میخواد
قسمت خلافِ راهِه
آخی هی... دادوم
هی بیدادوم
ای روزگار
چه کردی با دلوم؟
مو با یه دنیا آرزو
رسیدوم آخر به این کوچهها
نه یاری موند، نه همنفسی
نه دستی موند واسه دستِ ما
اما هنوزم
تهِ این دلِ خسته
یه شعله روشنه
یه امید نشسته
اگرچه راهِ ما دوره
اگرچه دنیا نامرده
تا وقتی دستِ تو تو دستومه
این دل هنوزم زندهست
ما از شبِ تاریک میگذریم
از این همه تردید میگذریم
اگر زمین خوردیم، دوباره
کنارِ هم پا میشیم
ما با خدا رقصیدهایم
با عشق جنگیدهایم
این قصه هرچه سخت باشد
ما آخرش خندیدهایم
دردت من جونوم
همه جونوم
مو لیلی، تو مجنونوم
هرچی که دنیا بگه
تو عشقِ منی، میدونوم
تو جانِ منی
تو ایمانِ منی
در این شبِ بیپایان
تو صبحِ جهانِ منی
آخی هی... دادوم
هی بیدادوم
آه، تو شد فغانِ من
ما با خدا رقصیدهایم
از عشق نترسیدهایم
دست در دستِ هم
از شب گذشتهایم
دردت من جونوم
همه جونوم
مو لیلی، تو مجنونوم
آخی هی... دادوم
هی بیدادوم
تو جانِ منی
تو جونِ منی
ما با خدا رقصیدهایم
با عشق جنگیدهایم
دست در دستِ هم
تا آخرش خندیدهایم
دردت من جونوم
همه جونوم
مو لیلی، تو مجنونوم
آخی هی... دادوم
هی بیدادوم... هی
هیــــــــــ...
دادومــــــــــ...
بیــــــــــدادومــــــــــ...
#آوای_سکوت #صدای_باران #افشین_باورساد #دردت_من_جونوم #همه_جونوم #مو_لیلی_تو_مجنونوم #آوای_عشق #آوای_دل #سکوت_دل #آوای_باران #سکوت_عشق #آوای_بختیاری #سکوت_بختیاری #آوای_زاگرس #سکوت_زاگرس #آوای_ترانه #آوای_موسیقی #آوای_افشین #AFSHINBVD12 #avaaye_sokoot8
🕊️آوای سکوت🕊️✍️شعر:افشین-باورساد(صدای باران)🎤🪘🎸🎻🎹🥁🎚️🎬سپیده باران+ بهار 🎬📽️نیکو📽️🎚️🎧افشین+الهام🎤«تقدیم به عمو شکوفه»صد بار کودومت همچین مکونصد بار کودومت همچین مکونزولفای بورت چین و چین مکوونگولوم گولوم گول بیخارمز دوریت زار و بیمارومهای گولوم گولوم گول بیخارومز دوریت زار و بیمارومشبام شبه روزهام شبههمه لاشوم سی گولشبه تب دارهشبها که می روم سوراغه گولز بخت بدوم گولوم خواب هموچی مجنون سینه چاکوم سیتمو چی لیلی دور هلاکوم سیتاگر احد دنیا تو خواستی مو بستوماگر کوهه منه قافه بخواستی شکستومقسم ای خوروم دوباره مو هلاکوم سیتقسم ایخوروم دوبارهمو هلاکوم سیت#افشین-باورساد#آوای سکوت🕊️آوای سکوت🕊️«سبزه قربون»«صدای باران»با صدای🎤«الهام مهمدی»🎤🎧🪘«بیاد زنده یاد هنرمند«ضرب»🪘😢🖤سودابه حاجی ابادی 🖤🎚️تنظیم🎸: افشین -باورساد🎸🎹🥁🎤🎻🪘🎬🎥سپیده+باران+بهار📽️🎬🎚️نیکو+افشین🎸AFSHIN bvd12avaaye-sokoot88🕊️آوای سکوت🕊️📝(دلیل آخرین)📚🕊️آوای سکوت🕊️✍️شعر:افشین - باورساد🌧️صدای باران🌧️🎸🎤🎻🪘🥁🎹🎬سپیده+باران+بهار🎚️🎤افشین🧑🦽📽️نیکو جان📽️📽️فروزنده🎹👰الهام🎧🧕زهره+🧕فرشته🎤برای زنده بودن، دلیل آخرینم باشمنم، من، بذر فریادخاک خوب سرزمینم باشاگر خاموش شدم، از من صدا باقیستاگر افتاد تنم، این شعرها برپاستاگر روزی نماندم منبماند نام من، در قلب این خاک پر از رویاستمن از این خاک میآیماز آن جایی که باران، بوی نان میداداز آن کوچه، از آن خانهکه مادر با دعای خویش، چراغ خانه را میدادمن از کوه آمدهام، از ریشههای زاگرساز آن مردان بیادعا، از قلب مردمکه وقتی دست دنیا تنگ میگیردهنوزم دست هم دارند، هنوزم دل به هم دارندبرای زنده بودن، دلیل آخرینم باشمنم، من، بذر فریادخاک خوب سرزمینم باشاگر یک روز نامم را کسی آرام صدا کردبداند یک نفر اینجابرای ماندن عشق و شرف، بسیار جنگیدنه با شمشیر و نه با خشمفقط با واژههایش، با دلش جنگیدزندهنامان وطن، ای ریشههای ماندگارنامتان در سینهها ماندهمثل نقش باران روی دیوارشما رفتید، ولی این خاکهنوز از ردپایتان نفس داردبرای زنده بودن، دلیل آخرینم باشمنم، من، بذر فریادخاک خوب سرزمینم باشاگر من روزی از این پنجره رفتماگر چشمم دگر این آسمان را ندیدتو ای خاک عزیز منمرا در خاطرت زنده نگه دارمن نمیخواهم ناممفقط روی سنگی سرد باقی بمانددلم میخواهد شعرممیان مردم، میان بچهها بماندکه هرکس خواند و پرسیداین شاعر کیست؟بگویید مردی از دل سکوت آمدولی سکوت نکردمردی که درد را دیدولی از عشق دست نکشیدزمین خورد و دوبارهبا یک شعر، با یک آواز، برخاستبرای زنده بودن، دلیل آخرینم باشمنم، من، بذر فریادخاک خوب سرزمینم باشزندهنامان وطننامتان را باد نمیبردزمان هرچقدر بگذردرد پای شما از این سرزمین نمیروداگر فردا نبودمنگویید رفت و پایان یافتبگویید آوای او ماندبگویید شعر او ماندبگویید یک دل عاشقبرای زنده ماندن این خاک، تا آخرین نفس خواندمن یک صدا هستماما اگر صدایم به دلی برسددیگر تنها نیستممنم، من، بذر فریادتو باش خاک خوب سرزمینمتو باش دلیل آخرین ماندنمتا نام ما نماند فقط در سنگبلکه در قلب مردم بماندوآوای سکوتصدای بارانو نامی که میماند.....#آوای_سکوت#آوای_افشین#سکوت_دل#صدای_باران#دلیل آخرینم باش#آوای_آخرین_دلیل🕊️آوای سکوت🕊️✍️شعر: افشین-باورسادشاعر دیوانه خدا به خود خود خداوند میگه که:خمار اشک مشکینترها از کفر هم دینتخراب اندر خرابم مناز آن چشم جهان بینتچنان بردی ز خود خویشمندانم من پس و پیشمتو اییارب....ربی.....الله...ندانم یا کهیهوه رافا.....شاید همعیسی خداوند......کنونمنه درمانده و بیمار رنجور معلولتقرار از کف ندانم مننه چون باشی تو فرزانهنه من مجنون نه تو دیوانهخودم بی ساز و هردمدم دم دو سه پیمانهدیوانه بودمبی هیچ پیمانهبه مزد عاشقی تودر آن خواب و در آن کمای مستانه ای که دیدمیارب.....ربی......به مرز عاشقی بردیدل و دینم چو جانانهدل و دینم چو جانانه«تقدیم به نگاه گرمتون»#افشین باورساد
🕊️آوای سکوت 🕊️✍️شعر: افشین-باورساد 📚🖊️🌧️صدای باران🌧️آوای انتظار»گر دلم در عشق تو دیوانه شد، عیبش مکنگر به راهت عاشقی جانانه شد، عیبش مکنگوشهای از میکده، با یاد تو آرام شددل که از جام نگاهت مست شد، عیبش مکنای مسیحاییترین عیسای سقف کبودآن که در راه تو دل از خویش بُرد، عیبش مکنگر به من گفتند: «با دجالی؟ یا که با مسیح؟»دل جوابم داد: «با عشق است و بس»؛ عیبش مکنمن نه با دجالم، نه دنبال فریب و ماجرامن به دنبال نوریام کز تو رسید؛ عیبش مکنگر مرا در کوچههای عشق دیوانه دیدیعاشقی را در حساب عقل خود، عیبش مکنمن اگر از خویش رفتم، در هوای دیدنتاین دل از دستم گریزان شد، عیبش مکنهر که عاشق شد، جهانش رنگ دیگر میزندگر جهانم با تو افسانه شد، عیبش مکنمسیحا گفتند و دجال خواندندم، چه باک؟من تو را دیدم، دلم ایمان شد؛ عیبش مکنآخر این دل جز تو را محرم ندید و نشنیدگر تمام هستیام یکجا شد، عیبش مکنافشین ـ باورساد 🕊️