- توضیحات
کاش در تندیس آدم دل نبوداین همه غم داخلش منزل نبود کاش جای هر غمی آغوش بودعاشقان را جرعه ای دمنوش بود کاش می شد قلبها را لمس کردلحظه های عاشقی را حبس کرد کاش می شد عشق را از سر نوشتهر کسی تقدیر خود را می نوشت کاش می شد واژه ها را...
- توضیحات
آمدم در عمق چشمانت تماشایت کنمچشم در چشمت بدوزم بلکه شیدایت کنمگم شدم در شعر چشمان سیاهت ناگهانمثل بیت مثنوی باید که معنایت کنمکوکب احساس من امشب چه نورانی شدهپس فرود آ بر دلم تا من هویدایت کنمتنگ در آغوش من ،یا اندکی نزدیکتر
- توضیحات
نگار که دریای دلم راه عبور استبیچاره دلم منتظر سنگ صبور است مرغ دل من بال و پرش بسته و از دورپیداست که موسای دلم جانب طور است غارت شده ی دست اجانب شده این دلچشمان دل یوسف من وای چه کور است فرهاد دلم عاشق شیرین خودش بودبا فکر...
- توضیحات
ناگهان طوفان شد و شعر مرا از یاد برد...آن غزلهایی که با عشقت سرودم باد برد... فکر میکردم که چونماهی به قلاب منی !حیف شد یک لحظه رفتم صید را صیاد برد... فکر می کردمکه ما شیرین و فرهاد همیم...تلخ بودم من که شیرینی...
- توضیحات
منم آن در بدر کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسمعاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوزپشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم شوق دیدار تو دارد ،دل بی خانه ی مناز سر ذوق به هر گل که رسم می بوسماز همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو
- توضیحات
فرعون شدی یوسف من !رحم سرت نیستآنقدر عزیزی که به کنعان نظرت نیست بیچاره شود قلب زلیخای من از عشقافسوس که از کوی دل ما گذرت نیست ای وای به حال دل عاشق که اسیر استاما تو از احوال دل ما خبرت نیست صد بار شکستی دل و دیدی ثمرش رادلدادگی...