- توضیحات
- نوشته شده توسط: محمود حاتمی هوليقی
- دسته: نوشتهها
- بازدید: 576
مرا بي شعله روشن كن
ببينم سايه سارم را
ببينم شاخه سارم را
ببينم رهزن دل را
نگارم را
ببينم باغ را گل را پرستورا
ببينم قاصدكها در كجا گيرند
مرا بي شعله روشن كن
بيا بامن
در اين دنياي وانفسا من تنها توئي تنها
واون تنها
تمام عاشقان تنها
وتن ها هريكي تنها
فلوتت كو؟
بيا بنشين بزن يك دم
فلوت ازتو وگوش ازما
بزن جانم بزن كم كم
ببر با نغمه هوش ازما
مرا بي شعله روشن كن
براي شعله يك بستر
فراهم كن كمي كمتر
بخوابان زير خاكستر
درونش اتشي بهتر
مرا بي شعله روشن كن
واز تنها تو تن ها را فراهم كن
بدور بسترشعله نفس هاچيده در هم كن
واينك همنس نم نم بدم در جان خاكستر
نفس از سينه بيرون كن
كه اكنون شعله خواهد زد
همان اذر دي و بهمن
فلوتت كو؟
بده اسفند
بگو بردَم ،كه باز اري بهاران را وباران را
بسازي نغمه ساران را
واز پروانه هاي پركشيده
روح سودا كن
دميده شور برپا كن
جهان يك دست شيداكن
فلوتت كو؟
مرا بي شعله روشن كن
حاتمي
- توضیحات
- نوشته شده توسط: محمود حاتمی هوليقی
- دسته: نوشتهها
- بازدید: 644
غنچه ها تاراج باد
واي ازين بيداد باد
شاخه ها در افت خيز
هم تبر هم اره شاد
حاتمي
- توضیحات
- نوشته شده توسط: محمود حاتمی هوليقی
- دسته: نوشتهها
- بازدید: 706
تنيده اي به رخش دل به مهرو با محبتي
به ان نگاه جان ستان فروغ بانجابتي
به شيهه هاي سركش اش بذلف بند بسته اي
نداده اي زبند خود نه مهلة فراغتي
حاتمي
- توضیحات
- نوشته شده توسط: محمود حاتمی هوليقی
- دسته: نوشتهها
- بازدید: 381
دنياي پراكنده چو اكنده توراست
هم نغمه و هم رقص برازنده توراست
عالم همه باغي است دل دانه تو
شورو غزل و خنده برازنده توراست
حاتمي
- توضیحات
- نوشته شده توسط: محمود حاتمی هوليقی
- دسته: نوشتهها
- بازدید: 432
مرا تالحظه قبل از تورا ديدن ببر انجا رهايم كن
واز اين خاطرات تلخ دور از خود جدايم كن
همان جايي كه قبل از ديدنت بودم همانجا برده جايم كن
ويا چون قاصدك ها برده در غوغاي يك طوفان هوايم كن
ويا اغوش واكرده زشهدلب شفايم ده دوايم كن
حاتمي